غلام رضا اسلامى

9

غروب خورشيد فقاهت ( زندگينامه وآثار ومبارزات آقاى خوئى ) ( فارسى )

* سخنى با خواننده : - بر ارباب بصيرت پوشيده نيست كه موضوع مرجعيّت و رهبرى شيعه در طول اعصار مختلف مورد توجه خاص و عام بوده است ، جهت آگاهى بيشتر مطلبى از استاد شهيد مرتضى مطهرى ( رحمهء الله عليه ) . نقل شده است : . . . در عصر ما نسبت به اصلاحات اجتماعى حسّاسيّت مثبت و مباركى پيدا شده كه قابل تقدير است ، امّا اين جهت احياناً به نوعى افراط گرائى كشيده مىشود كه هر خدمتى جز اصلاح اجتماعى به هيچ گرفته مىشود . هر خدمتى با معيار اصلاح سنجيده مىشود و ارزش هر شخصيّتى به ميزان دخالتش در اصلاحات اجتماعى معتبر شناخته مىشود . اين طرز تفكر هم به نظر مىرسد صحيح نيست ، زيرا هر چند اصلاح اجتماعى جامعه خدمت است ، اما هر خدمتى لزوماً اصلاح اجتماعى نيست . اختراع داروى سل يا سرطان ، خدمت است اما اصلاح نيست . پيش بردن علوم خدمت است اما اصلاح نيست . هر پزشك كه از بامداد تا شامگاه بيمار مىبيند و معالجه مىكند ، خدمت اجتماعى مىكند امام اصلاح اجتماعى نمىكند . زيرا اصلاح اجتماعى يعنى دگرگون ساختن جامعه در جهت مطلوب ، و كار پزشك اين چنين نيست . از اين رو ارزش كار خدمتگذاران بزرگ را به جرم اين كه در اصلاحات اجتماعى نقشى نداشته‌اند نبايد ناديده بگيريم . كار شيخ مرتضى انصارى يا صدر المتألهين يك خدمت است و خدمت بسيار بزرگى هم هست در صورتى كه كار آن‌ها اصلاح ، و خود آن‌ها مصلح به شمار نمىروند . يا مثلًا مجمع البيان كه در حدود 9 قرن پيش نوشته شده و همواره مورد استفاده صدها و هزارها نفر بوده و هست خدمت است اما اصلاح اجتماعى شمرده نمىشود ، كارى بوده كه يك عالم در انزوا انجام داده است . بسا افراد كه از راه تقواى شخصى و الگو بودن عينى خودشان بزرگترين خدمت‌ها را كرده ، در حالى كه عملًا از دخالت‌هاى اجتماعى بر كنار بوده‌اند .